شب قدری چنان کی باز بینم
نوامبر 26, 2008
نظر چون بر رخ زیباش میکرد
به دامان زر نثار پاش میکرد
شقایق جامه بر تن چاک میزد
ز شوق او کله بر خاک میزد
صنوبر بندهی بالاش میشد
بساط سبزه خاک پاش میشد
×
اگر روزی نشاط و ناز بینم
شب قدری چنان کی باز بینم
همه شب تا سحر می نوش میکرد
مرا از شوق خود مدهوش میکرد
{عکس}

درود بر عبید زاکانی که چنین با نشاط است.