SPRING DANCE

نظر چون بر رخ زیباش می‌کرد

به دامان زر نثار پاش می‌کرد

شقایق جامه بر تن چاک می‌زد

ز شوق او کله بر خاک می‌زد

صنوبر بنده‌ی بالاش می‌شد

بساط سبزه خاک پاش می‌شد

×

اگر روزی نشاط و ناز بینم

شب قدری چنان کی باز بینم

همه شب تا سحر می نوش می‌کرد

مرا از شوق خود مدهوش می‌کرد

 

(عبید زاکانی)

{عکس}

 

یک پاسخ تا “شب قدری چنان کی باز بینم”

  1. سارا گفت

    درود بر عبید زاکانی که چنین با نشاط است.

يك پاسخ برايش بگذاريد