روزانه‌ترهای همان دخترک که چهار ستاره کم دارد

شعبه‌ی دوم چهار ستاره مانده به صبح

چهار

- هر بار هم بدترین امراض را حدس می‌زنم تا مطمئن باشم گریزی نیست. منم و یک بن‌بست و دیگر هیچ. تمام. بعد بغض می‌آید توی گلویم، اشک جمع می‌شود پشت پلک‌هایم، گریه می‌شود حالم. می‌بینم تن‌هام. چه‌قدر هم تن‌هام و بعد که بمیرم جایی توی دنیا خالی نمی‌شود، کسی هم دل‌تنگ. تن‌هاتر می‌شوم و همین است. فقط همین.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌واره‌ی وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

دنبال‌کردن

هر نوشته‌ی تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.