بایگانی دستهها: ترانه
کاش
کلامِ آخرین
خورشیدکِ قصّهی من
از وقتی عاشقت شدم
موسم دل بُریدن
اینجا نشسته
دارم بدون عشق میمیرم
تو میدونی، تو خیلی وقته میدونی
نمیفهمی، چه بیاندازه بیرحمی
{+}
چقد ادامه بدم؟
چراغای رنگی، آدمای سنگی، سرفه و دلتنگی
تو کافهی خالی، یه استکان چایی، کنار تنهایی
{+}
خاطرههای خوش رو دستِ من مُرد
بچّه بودم به هیچی شک نداشتم
بچّه بودم غصه وبالم نبود
هیشکی حریف شور و حالم نبود
{+}